پین های مکان یابی برای طراحان مکانیک بسیار رایج است و بسیار مفید هستند. اجازه دهید ابتدا پین مکان یابی را معرفی کنم. پین مکان در واقع یک نام غیر رسمی است. نام سخت یک پین است که برای محدود کردن دقیق موقعیت و مختصات قطعات متصل شده استفاده میشود، معمولاً فقط دو قسمتی که نیاز به تطبیق دارند باید اضافه شوند.
پین موقعیت یابی یک عملکرد دوم نیز دارد که عبارت است از تعویض و نصب سریع قطعات یدکی که نیاز به موقعیت های دقیق دارند و به طور مکرر تعویض می شوند (برخی قطعات پوشیده نامیده می شوند). اگر پین موقعیت یابی وجود نداشته باشد، بسیار مشکل است. پیدا کردن مکان اصلی دشوار است.
پین های مکان یابی را می توان با توجه به طبقه بندی آنها به انواع مختلفی تقسیم کرد. از آنجایی که آنها پین نامیده می شوند، معمولا گرد هستند و قطر بدنه اصلی دارند. انواع زیادی وجود دارد، به عنوان مثال: یک سر گرد است و انتهای دیگر دارای دندانه های پیچی است. این یک پین راهنما است که معمولاً برای دو قسمت که اغلب از هم جدا و ترکیب می شوند استفاده می شود. البته، برخی از تلورانس های موقعیت نسبی بیش از حد بزرگ هستند، و اطمینان از اینکه می توان گرد را در پین قرار داد دشوار است.
این نوع پین را می توان با یک پین مخروطی استفاده کرد، سر نیز گرد است، اما نسبتا کوچک است و به راحتی می توان محصول انحراف سوراخ را هدایت کرد. همچنین برخی از محصولات وجود دارد که قطر بالایی آنها بزرگتر از پایینی و پایینی کوچکتر از بالایی است. یک فلنج کوچک در وسط اضافه شده است. این تفاوت شکل را می توان در مناسبت های مختلف اعمال کرد، اما هدف یکی است، یعنی اغلب این دو قسمت از هم جدا می شوند.
بیایید در زیر در مورد میزان تحمل آن صحبت کنیم. پین های معمولی عملکرد اتصال دارند و تلورانس ها را می توان بر اساس نیاز تنظیم کرد. سه نوع تناسب وجود دارد، یکی از آنها مربوط به خلاصی است و این نوع تناسب به این صورت است که هرچقدر هم که سوراخ بزرگ باشد، شفت را می توان به راحتی وارد کرد. حتی می تواند لغزنده شود و برخی افراد آن را تطبیق کشویی می نامند.
مربوط به آن تداخل فیت است، یعنی فرقی نمیکند که سوراخ از شفت تلرانس بالایی یا پایینتری ساخته شده باشد، راهی برای قرار دادن آن وجود ندارد. این نوع تناسب در دورانی که فلز پادشاه است، نسبتاً نادر است. معمولاً برای مطابقت با دما استفاده می شود. برای مونتاژ، مانند شفت ها و یاتاقان های دقیق تر، باید یاتاقان ها را گرم کنید و شفت ها را منجمد کنید تا جا بیفتند.
دیگری تناسب انتقالی است، یعنی وقتی سوراخ به تلرانس بالایی و شفت به تلرانس پایینتر میرسد، تناسب فاصله است، در غیر این صورت یک تناسب تداخلی است. این نوع سوراخ سنجاق و پین مطابق با کاربرد کلاسیک آن است. البته برای دستیابی به عملکرد مطلوب محصول، و همچنین تسهیل نصب، این شامل یک مشکل پردازش است.
به طور کلی، فرآوری حفره های ملی با برش های دایره ای انجام می شود و در فرآیند ساخت کاترها به منظور تطبیق پذیری بیشتر، اساس تولید به طور کلی بر اساس قطر عدد صحیح است. کوبیدن سوراخ فقط به یک تلورانس مثبت تبدیل می شود، البته ابزار فرسوده شده است.
با این حال، در طول فرآیند تولید شفت (پین)، ابتدا مواد میله را قرار می دهیم. به طور کلی، در طول فرآیند شکلدهی، تحمل خاصی در مواد میله وجود دارد، اما در پیوند پردازش، معمولاً یا آسیاب دایرهای یا پردازش تراش، فقط یک میله خواهد بود. مواد ریزتر میشوند و ساختن آن آسان است. تحمل منفی، که یک رابطه تطابق طبیعی را تشکیل می دهد.
در پایان می خواهم نحوه نصب پین ها را به شما بگویم. همیشه چهار راه برای نصب آنها وجود دارد. اولین مورد پین های جانبی است. عمدتاً قرار دادن یک یا چند پین در اطراف قطعات برای محدود کردن آنها است. قطعات فقط سطح را در دو جهت کنترل می کنند. ، برخی فکر می کنند که میزان پرداخت بسیار زیاد است و در هر دو جهت فقط یک سنجاق کناری ساخته می شود.
دومی پین کور است یعنی سوراخ پین وقتی با ابزار درست می شود نفوذ نمی کند. تا زمانی که دو سوراخ پین ایجاد شود و دو نقطه روی یک خط قرار گرفته باشد، می توان موقعیت قطعه را محقق کرد. این نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و عیب آن جدا شدن دو قسمت است. سوراخ ها و موقعیت سوراخ ها باید دقیق باشند، در غیر این صورت راهی برای نصب وجود ندارد.
سومی شکل پین است. برای قرار دادن قطعات روی یک تخته سوراخ میخی و روی تخته دیگر شیار ایجاد می شود. عرض شیار برابر با قطر پین است و آنها مطابقت دارند.
نوع چهارم همان چیزی است که در بالا گفتیم، پین راهنما، که می تواند به طور موثرتری با موقعیت دو تکه فعالیت مقابله کند.





